مقاله لاتین ترجمه شده مدیریت : بهبود خروجی­ های کارمند؛ تأثیرات وابسته­ ی (متقابل) هوش عاطفی مدیران و سبک رهبری

دسته بندی:

قیمت: 100,000 ریال

تعداد نمایش: 192 نمایش

ارسال توسط:

خرید این محصول:

پس از پرداخت لینک دانلود برای شما نمایش داده می شود.

سال نشر: ۲۰۱۲

تعداد صفحه انگلیسی:۲۷

تعداد صفحه ترجمه فارسی: ۲۱  صفحه word

(دانلود رایگان مقاله انگلیسی )

کد محصول:M16

عنوان فارسی:

مقاله لاتین ترجمه شده مدیریت : بهبود خروجی­ های کارمند؛ تأثیرات وابسته­ ی (متقابل) هوش عاطفی مدیران و سبک رهبری

عنوان انگلیسی:

Enhancing employee outcomes: The interrelated influences of managers’ emotional intelligence and leadership style

چکیده فارسی:

هدف- هدف این مقاله، بررسی تأثیرات متقابل هوش عاطفی مدیران، سبک رهبری و خروجی­های کارمند است. به ویژه، این مقاله در جستجوی بررسی اثرات تعدیلی بالقوه­ی سبک رهبری تحولی بر روابط بین هوش عاطفی مدیران و نتایج(خروجی­های) کارمند به مانند عملکرد کارمند، رضایت شغلی، تعهد سازمانی و استرس(فشار) شغلی می­باشد.

طراحی، روش شناسی، رویکرد- این مطالعه در دو سازمان بزرگ در شانگهای چین و بر جامعه­ی آماری­ای متشکل از مدیران و زیردستان به تعداد۳۲۳ نفر انجام شده. هوش عاطفی از طریق مقیاس هوش عاطفی ونگ  و سبک رهبری به واسطه­ی پاسخنامه چندعاملی­رهبریسنجیده شدند.

نتایج- یافته­ها نشان دادند که سبک رهبری تحولی مدیران به شدت رابطه­ی بین هوش عاطفی مدیران و رضایت شغلی کارمند را تعدیل می­کند. با این وجود، سبک رهبری تحولی مدیران هیچ­گونه اثر تعدیلی­ای را بر رابطه­ی بین هوش عاطفی مدیران و عملکرد کارمند، تعهد سازمانی و استرس شغلی گزارش نکرده است. اصالت/ارزش-یافته­های این مطالعه به بینش­های موجود در رابطه با ارتباطات متقابل هوش عاطفی مدیران،

سبک رهبری و خروجی­های کارمند کمک می­کند و نشان می­دهد شدت تاثیر هوش عاطفی مدیران بر رضایت شغلی باید از طریق یک متغیر سوم، رهبری تحولی نشان داده شود.

واژگان کلیدی– هوش عاطفی، رهبری تحولی، عملکرد کارمند

مقدمه:

سبک رهبری یکی از خصوصیات بسیار مهم مدیران است. یکی از مؤثرترین سبک   های رهبری شناسایی شده، سبک رهبری تحولی است(تا مبادله   ای). Borns(1978) یک رهبر تحول بخش را کسی می   داند که به دنبال انگیزه   های بالقوه در کارمندان، برآوردن نیازهای بالاتر و درگیر ساختن تمام کارمندان است. به عبارت دیگر رهبر تحولی، رهبری است که به دنبال رابطه   ای از تقلید متقابل و ارتقاء است که کارمندان را تا سطح رهبری پیش می   برد. علاوه بر این، Borns ادعا کرد که سبک رهبری تحولی «زمانی اتفاق می   افتد که یک یا چند نفر با دیگران، به روشی همکاری می   کنند که رهبران و کارمندان (پیروان) یکدیگر را تا بالاترین سطح انگیزش و اخلاقیات ارتقاء می   دهند.» در سال ۱۹۸۵، Brown Bass مطابق با مطالعه Born(1978) بیان کرد که رهبران تحولی قادر به برانگیختن پیروانشان به انجام وظیفه، بیشتر از آنچه در حالت عادی از آن   ها انتظار می   رود، هستند.

رهبری تحولی، همبستگی مثبت   تری با سطوح بالای هوش عاطفی دارد تا رهبری مبادله   ای. چنین نشان داده   شده است که سبک رهبری تحولی ارتباط مثبتی با موفقیت سازمانی، عملکرد بهتر بخش تجاری، عملکرد گروهی، اعتماد به رهبر، تلاش بیشتر و رضایت زیردستان و توجه   ی خاص به نیازهای زیردستان دارد. بنابراین سبک رهبری تحولی، به عنوان خصوصیت قابل ملاحظه   ی رهبران سازمانی پنداشته می   شود که مجموعه متنوعی از خروجی   های مثبت را تولید می   کند.

نتیجه   ی تعامل کارمندان با سرپرستشان این است که سبک رهبری سرپرستان، موفقیت سازمانی را به   طور قابل ملاحظه   ای تحت تأثیر قرارمی   دهد.

بیشتر محققان در تعریف و توسعه   ی مدل هوش عاطفی نقشی داشتند. این مفهوم ریشه در مطالعات «هوش اجتماعی» Thorndike in (1920) دارد. مدل برجسته   ی هوش عاطفی توسط Goleman توسعه یافت. او هوش عاطفی را به عنوان « توانایی شناسایی احساسات در خود و رابطه با دیگران» تعریف می   کند. مطالعات نشان داده   اند که هوش عاطفی به خروجی-های شغلی متنوعی اعم از عملکرد شغل، موفقیت رهبری، رفتارهای شهروندی و کیفیت حل مسئله مربوط می   شود. Ciarrochi et.al(2002) بیان کردند که هوش عاطفی رابطه   ی بین استرس و سلامت روانی را تعدیل می   کند. علاوه بر این، این تحقیق به این مسئله رسید، هوش عاطفی به   طور مثبت با استراتژی   های حل مسئله و به   طور منفی با استراتژی   های مذاکره در مدیریت تعارض مرتبط است. در کل، نشان داده شده که هوش عاطفی تأثیر مثبتی بر رفتارها، عملکرد و نگرش-های کاری کارمندان دارد.

در حالی   که تحقیقات متعددی بر هوش عاطفی، سبک رهبری تحولی و تأثیراتشان بر تک   تک کارمندان صورت گرفته است، هدف این مطالعه، تحلیل هر یک از این سه حوزه به طور مجزاست. به نظر می   رسد هم هوش عاطفی و هم رهبری تحولی با تأثیرات مشابه به خروجی   ها و عملکرد کارمند مرتبط باشند. بنابراین، دانستن این مسئله که آیا هردوی هوش عاطفی و رهبری تحولی با هم برای خروجی   های مثبت ضروری هستند یا هرکدام به تنهایی قادر به تأثیرگذاری هستند، ضروری به نظر می   رسد. بنابراین، هدف اصلی این مسئله بررسی روابط متقابل پویا بین این سه مفهوم به خصوص نقش تعدیل   کنندگی بالقوه   ی سبک رهبری تحولی بر رابطه   ی بین هوش عاطفی مدیران و خروجی   های کارمند (عملکرد کارمند، رضایت شغلی، تعهد سازمانی، و استرس شغلی) می   باشد.

پاسخ دهید