مقاله لاتین حسابداری ترجمه شده بررسی مسائل خودگزینی و درونزایی در رابطه بین هزینه یابی و عملکرد مبتنی بر فعالیت

دسته بندی:

قیمت: 185,000 ریال

تعداد نمایش: 359 نمایش

ارسال توسط:

خرید این محصول:

پس از پرداخت لینک دانلود برای شما نمایش داده می شود.

سال نشر: ۲۰۱۴

تعداد صفحه انگلیسی: ۱۲

تعداد صفحه ترجمه فارسی:  ۴۵ صفحه  WORD

دانلود رایگان مقاله انگلیسی

کد محصول: h155

عنوان فارسی:

مقاله لاتین حسابداری ترجمه شده  بررسی مسائل خودگزینی و درونزایی در رابطه بین هزینه یابی و عملکرد مبتنی بر فعالیت

عنوان انگلیسی:

Assessing self-selection and endogeneity issues in the relation between activity-based costing and performance

چکیده فارسی:

این تحقیق رابطه بین اتخاذ ABC و عملکرد را که با مسائل اقتصادسنجی بی نتیجه و آزار دهنده هستند، بررسی می کند. این مطالعه تحقیقات قبلی را که بررسی ارتباط بین اتخاذ ABC و چهار اندازه گیری عملکرد کارخانه های تولیدکننده (بهبود چرخه زمانی، بهبود کیفیت، بهبود هزینه، و سودآوری) پرداخته اند، گسترش می دهد و به ارزیابی گرایش انتخاب و ماهیت درون زایی ارتباط آنها می پردازد. من از مدل هکمن (۱۹۷۹) برای ارزیابی گرایش انتخاب نمونه و رویکرد ولدریج (۲۰۰۲) ۲SLS-IV، برای بررسی درونزایی استفاده کردم. پس از کنترل گرایش انتخاب نمونه و درونزایی، ضریب ABC در روش هکمن و ABC در روش ۲SLS-IV در مقایسه با ضریب ABC در روش OLS به طور قابل توجهی بالاتر می شود. علاوه بر این، هر دو نسبت معکوس میلز، تحت آزمون F مدل هکمن، و هاسمن ، تحت روش ولدریج ۲SLS، مثبت و معنادار هستند، و حضور هر دو گرایش انتخاب نمونه و درونزایی را تایید می کند. به طور کلی، متوجه شدم که کنترل گرایش انتخاب نمونه و درونزایی در درستی ارزیابی اهمیت ارتباط عملکرد ABC ضروری می باشد.

کلمات کلیدی: ؛ ABC ؛ گرایش انتخاب؛ درونزایی؛ عملکرد

۱٫ مقدمه
ارتباط حسابداری هزینه های سنتی از اواسط ۱۹۸۰s تغییرات بسیاری داشته است. خانا (۲۰۰۲) استدلال می کند که شکست اولیه سیستم های هزینه یابی سنتی، ناتوانی در ارائه بازخورد مفید برای درک و تخصیص هزینه های سربار بود. دویل (۲۰۰۲) نیز نشان می دهد که سیستم های سنتی دارای ناتوانی بالقوه ای محسابه اندازه و تنوع محصولات دارند. برای مثال، یک آیتم بزرگتر یا پیچیده تر ممکن است درآمد بیشتری تولید کند و همچنین ممکن است مصرف، بزرگتر از هزینه های سربار فرض شود . برور، جوراس و برونلی (۲۰۰۳) استدلال می کند که این مسائل برای کاهش سودآوری کلی شرکت پتانسیل دارند. بنابراین، هزینه یابی مبتنی بر فعالیت (از این پس ABC) به جبران پذیرفته شده برای محدودیت قابل توجهی از سیستم حسابداری هزینه سنتی، تبدیل شده است (میشرا و ویسمن، ۲۰۰۱).
سیستم ABC به عنوان یک ابزار کلیدی برای بهبود شیوه های کسب و کار در سازمان پیشنهاد شده است (. کوپر و زوود، ۱۹۹۰؛ فاستر و سوینسون، ۱۹۹۷؛ اندرسون، ۱۹۹۵ مک گووان و کالمر، ۱۹۹۷؛ شیلد، ۱۹۹۵). موضوع اصلی سیستم ABC این است که استفاده از آنها منجر به بهبود هزینه محصول و مزیت رقابتی می شود (بریمسون، ۱۹۹۱؛ رافیش و ترنی، ۱۹۹۱)، چونABC به هزینه های مرتبط با فعالیت های متمرکز است، در نتیجه به ارزیابی این که آیا این فعالیت ها ارزش افزوده دارند یا نه اجازه می دهد، بدین ترتیب امکان درک اینکه چگونه تاثیر بیشتر، هزینه ها را کاهش می دهد، را فراهم می نماید (کوپر و زوود، ۱۹۹۰؛ فاستر و سوینسون، ۱۹۹۷). علاوه بر این مزایای کاهش هزینه، استفاده از ABC ابزار نظارت بر عملکرد در حال انجام را می دهد (پلیر، ۱۹۹۸) و، در واقع، بسیاری از سازمان ها دریافته اند که دستیابی به افزایش عملکرد می تواند با اجرای سیستم ABC به بهترین نحو انجام شود(کامپتون، ۱۹۹۶).
در نهایت، اگر چه شواهدی از اندازه گیری های موفق ABC قبلا استفاده شده وجود دارد ABC کروم وید)، ۱۹۹۸؛ شیلد، ۱۹۹۵؛ سوینسون، ۱۹۹۵) در پیش بینی بهبود عملکرد مالی ، در بسیاری از مطالعات دیگر، ارتباطی بین اتخاذ ABC و بهبود عملکرد شرکت وجود ندارد (برومویچ و بهیمانی، ۱۹۸۹؛ گوردون و سیلوستر، ۱۹۹۹؛ ایننس و میچل، ۱۹۹۵؛ لیتنر، لانن، و لارکر، ۲۰۰۲) و چند استثنا با توجه به اثر ABC بیان شده است (Innes، میچل، و سینکلر، ۲۰۰۰؛ مالمی، ۱۹۹۷؛ مورو و کانلی، ۱۹۹۴).
برخی از نتایج متناقض در متون ممکن است به دلیل مسائل اقتصادسنجی باشد. به عنوان مثال، بسیاری از مطالعات قبلی از روش های روش معمولی حداقل مربعات (OLS) برای بررسی ارتباط بین اتخاذ ABC و عملکرد شرکت استفاده کرده اند (گوسلین، ۲۰۰۷). مایگا و جیکوبز (۲۰۰۸) از مدل سازی معادلات ساختاری برای ارزیابی ارتباز ABC و عملکرد استفاده کردند. با این حال، در مطالعه خود تنها از کارخانه هایی که ABC- را اتخاذ کرده بودند در نمونه استفاده کردند، نادیده و کارخانه هایی که ABC را اتخاذ نکرده بودند، نادیده گرفتند. علاوه بر این، آنها گرایش انتخاب و یا مسائل درونزایی را که ممکن است مهم باشد ارزیابی نکردند چون اگر گرایش انتخاب نمونه و درونزایی اتخاذ ABC کنترل کنترل شده نباشد ارتباط ABC با عملکرد ممکن است ساختگی باشد.
همچنین، به عنوان نتیجه ای از خطای اندازه گیری، OLS به دست کم گرفتن ارتباط عملکرد و ABC تمایل دارد. در تلاش برای ارتباط ABC با عملکرد، لیتنر و همکاران (۲۰۰۲) از یک رویکرد باقی مانده دو مرحله ای استفاده کردند. با این حال، آنها به خوانندگان برای محدودیتهای نتایج خود از اینکه آنها نمونه ABC و غیر پذیرندگان ABC را مطابقت نداده اند، هشدار می دهند. طرح پژوهش استفاده شده در مطالعه اخیر، به نگرانی استفاده از تجزیه و تحلیل اقتصاد سنجی برای درک بهتر گرایش انتخاب نمونه و ماهیت درونی رابطه ABC با عملکرد می پردازد. ابتدا، من از روش هکمن (۱۹۷۹) برای بررسی گرایش انتخاب نمونه استفاده کردم. بعد، مساله درونزایی ، به طور خاص برای معکوس علیت، بین ABC و عملکرد ارزیابی کردم. علاوه بر این، این مطالعه به دانش در مورد رابطه بین اتخاذ ABC و عملکرد عملیاتی و مالی کارخانه کمک می کند.
نتایج نشان می دهد که، به طور کلی، اتخاذ ABC با عملکرد کارخانه تولید مرتبط است. علاوه بر این، نتایج گرایش انتخاب نمونه و درونزایی از اتخاذ ABC را نشان می دهد. شواهد نشان می دهد که نتایج بی نتیجه مطالعات قبلی بر روی ارتباط بین اتخاذ ABC و عملکرد ممکن است نتیجه درنظر نگرفتن موضوع گرایش نمونه و درونزایی با استفاده از نمونه های کنترلی و مطابق باشد.
هدف این مطالعه کمک به برجسته کردن اهمیت گرایش انتخاب نمونه و درونزایی در بررسی ارتباط بین ABC و عملکرد کارخانه است. بنابراین، بین تخمین های OLS از ارتباط ABC با عملکرد و دو مدل اقتصادسنجی، مدل هکمن، که به گرایش انتخاب نمونه می پردازد، و رویکرد ولدریج ۲SLS-IV (متغیرهای حداقل مربعات-ابزاری دو مرحله ای) ، که به ویژگی درون زایی تصمیم یک کارخانه در مورد اتخاذ ABC، می پردازد، تفاوت وجود دارد. استفاده از روش های مختلف نه تنها اطمینان بیشتری در یافته های آماری تجزیه و تحلیل فراهم می کند، بلکه مقایسه میزان ارتباط عملکرد با ABC را تحت برآوردگر متفاوت ممکن می سازد. من نشان می دهم که به استنتاج اثرات گرایش انتخاب نمونه و درونزایی و به نتیجه گیری های نوشته شده توسط مطالعات قبلی، رسیدگی نشده است. روی هم رفته، یافته ها نشان می دهد که مطالعات آینده در مورد ارتباط بین اتخاذ ABC و عملکرد باید برای هم برای گرایش انتخاب نمونه و هم برای درونزایی کنترلی باشد.
در ادامه این مقاله به شرح زیر است. بخش ۲ مروری بر متون مربوطه است که ارتباط سیستم ABC را با عملکرد شرکت نشان می دهد. بخش ۳ توسعه روش پژوهش و نمونه و داده شرح داده می شود. بخش ۴ یافته های اولیه را نشان می دهد. در نهایت، بخش ۵ خلاصه و نتیجه گیری مطالعه ارائه می شود.

پاسخ دهید