مقاله انگلیسی مدیریت ترجمه شده : نظریه پردازی خوشه های فضایی موقت و مرز-کار نهادی در بازاریابی صنعتی

دسته بندی:

قیمت: 280,000 ریال

تعداد نمایش: 706 نمایش

ارسال توسط:

خرید این محصول:

پس از پرداخت لینک دانلود برای شما نمایش داده می شود.

سال نشر: ۲۰۱۷

تعداد صفحه انگلیسی:  ۱۰

تعداد صفحه ترجمه فارسی:  ۲۲  صفحه word

دانلود رایگان مقاله انگلیسی 

کد محصول: M634

عنوان فارسی:

مقاله انگلیسی مدیریت ترجمه شده :  نظریه پردازی خوشه های فضایی موقت و مرز-کار نهادی در بازاریابی صنعتی

عنوان انگلیسی:

Theorizing temporary spatial clusters and institutional boundary-work in industrial marketing

چکیده فارسی:

برای درک بهتر ماهیت خوشه های فضایی موقت (TSC) در ساختارهای بازاریابی صنعتی، این مقاله مفهومی ابتدا به سنتز نظری درک فضایی از بازاریابی صنعتی (IM) و جغرافیای اقتصادی (EG) می پردازد و به صورت خاص، بر روی کار دورین مسی تمرکز می کند که در مورد فضای رابطه ای است. این منجر به شکل گیری یک طرح مفهومی برای سازماندهی ادبیات بازاریابی صنعتی ، با در نظر گرفتن موضوع فضامندی می شود، و نیز به روشن شدن ماهیت وجودی TSC کمک می کند. سپس، به معرفی مفهوم مرز-کار نهادی پرداخته و به بررسی کارهایی که توماس گیرین و آندریا بریگنتی در خصوص اقلیم شناسی انجام داده اند پرداخته و مفهوم فعالیت های بازیگران بازاری درگیر در امور اجتماعی TSC را بیان خواهیم کرد. همانگونه که نشان خواهیم داد، اینگونه فعالیت ها  باعث می شوند که این عوامل در مرزهای “پیشرانده” درگیر شوند تا بتوانند نفوذ شبکه را فرض کرده و نظم بازار را در ساختار IM حفظ کند. به طور خلاصه، مقاله ما به دو پرسش اساسی پاسخ می دهد: الف) چگونه، مفهوم شکل TSC را در ساختار IM بیان می کنیم؟ و، ب) کدام یک از عملکردهای TSC در حال انجام در IM هستند و (این عمل چگونه انجام می شود)؟ این مقاله با ارائه راهنمایی های روش شناختی درخصوص چگونگی توسعه دستور کار پژوهش در TS در فعالیت های IM خاتمه یافته و در ادامه، خلاصه ای از مفاهیم مدیریتی ارائه می شود که برگرفته از نظریه هایی هستند که ما مطرح کرده ایم.

کلید واژه ها: خوشه موقت فضایی، مرز-کار نهادی، فضای رابطه ای، حوادث تجاری، نمایشگاه های تجاری

  1. مقدمه

چندی بود که دیدگاه های مکانی و زمانی در روابط تجاری در ادبیات بازاریابی صنعتی (IM) موضوع بحث قرار گرفته بود (Andersson & Mattsson, 2010; Araujo & Easton, 2012; Håkansson & Lundgren, 1997; Halinen & Törnroos, 1995; Halinen, Medlin, & Törnroos, 2012; Hedaa & Törnroos, 2008; Medlin, 2004; Tidström & Hagberg-Andersson, 2012). به همان اندازه، در حوزه جغرافیای اقتصادی (EG) هم تلاش هایی برای نظریه پردازی در خصوص فضامندی بازارهای صنعتی در حال انجام بود (Brenner, 1999; Conradson, 2003; Ettlinger, 2004; Faulconbridge, 2006; Gertler, 1995; Glennie & Thrift, 1996; Hughes, 1999; Marsden, Harrison, & Flynn, 1998; Murphy, 2003). با این حال، حوزه های IM و EG به ندرت و صرفنظر از چند استثنا،  با هم یکپارچه می شوند (Halinen et al., 2012; Nicholson, Brennan, & Midgley, 2014; Nicholson, Tsagdis, & Brennan, 2013). در واقع، بسیاری از مکمل های فکری و بالقوه حاصلخیزسازی متقابل بین این دو منطقه ناشناخته باقی مانده است (نگاه کنید به پالمر، اوانز، و اسپارکس، ۲۰۰۶). ما نشان خواهیم داد که این مسئله به ویژه زمانی بسیار حائز اهمیت خواهد بود که شبکه های موقت بازیگران در ساختار تجاری هم در نظر گرفته شود که پدیده ایست که دیگران آن را تئوریزه کرده اند (Rinallo و Golfetto، ۲۰۱۱).

در IM، اینگونه ملاحظات موقت را به عنوان “شبکه های تجاریی مبتنی بر رویداد” می نامند (Hedaa و Törnroos، ۲۰۰۸)، و در EG، اصطلاح “خوشه های فضایی موقت” (TSC) را مورد استفاده قرار داده اند (Rinallo و Golfetto، ۲۰۱۱) که ما نیز در این مقاله از همین اصطلاح استفاده می کنیم. این در تضاد با شبکه های دائمی تبادل در بازار است که توسط محققان IM و EG و در قالب تراکم بازیگر و درون حوزه ای به رسمیت شناخته شده است که معمولا در چارچوب خوشه های نوآوری و دانش می گنجد (نگاه کنید به، Bathelt، Malmberg، و Maskell، ۲۰۰۴؛ Corsaro، Ramos، Henneberg، و NAUDE، ۲۰۱۲؛ پینچ، هنری، جنکینز، و تالمان، ۲۰۰۳). خوشه های فضایی موقت، در شکل قابل مشاهده و مادی خود، شامل جمع آوری بازیگران IM در نمایشگاه ها، جشنواره ها و کنوانسیون ها (Bathelt و Schuldt، ۲۰۰۸؛ Maskell، Bathelt، و Malmberg، ۲۰۰۴، ۲۰۰۶؛ Sarmento، Farhangmehr، ۲۰۱۵)؛ کارگاه های تامین کنندگان (پالمر، سیمونز، رابینسون، و فیرنه، ۲۰۱۵)؛ میزگردها، سخنرانیها، بازدیدهای خریداران صنعتی و تورهای تاسیساتی برنامه ریزی شده (پالمر و اوکان، ۲۰۰۷)؛ میهمانی های بزرگ شرکتی (بنت، ۲۰۰۳؛ کراولی، ۱۹۹۱)؛ و کنفرانس ها و فستیوال های علمی و فنی (Bultitude، مک دونالد، و Custead، ۲۰۱۱) هستند. با این حال، مقاله ما نشان می دهد که هیچکدام از دانسته های TSC نیازی به آن ندارند که تا این حد متنوع و پیچیده باشند، و ترکیبی از عناصر انتزاعی و همچنین عناصر ملموس باشد.

ما نشان می دهیم که ادبیات پژوهشی IM و EG را می توان با هم ترکیب کرد تا دیدگاهی جدید ارائه دهیم که بتوان از طریق آن، موفق به کشف فضامندی و، به طور خاص، TSC در ساختار IM شویم. این مباحث در ابتدا به شناسایی یکی از نقاط قوت ادبیات IM می پردازد: سنت آن در درکی فراتر از اثنوی از روابط شبکه ای (هاکانسون و جوهانسون، ۱۹۹۲)، و چگونگی در نظر گرفتن مسائل مربوط به فضا و زمان در این رابطه. با وجود چنین بینشی، استدلال شده است که ادبیات در خصوص TSC تقریبا خاموش باقی مانده است، و این سکوت نه تنها از نظر فضاهای تشکیل شده و ماهیت تعاملات بازیگران است، بلکه به کار واقعی که در آن خصوص انجام شده است هم می پردازد. اعتقاد داریم که TSC توانایی شکل دهی و تسهیل روابط تجاری گسترده تری را در ساختار IM دارد، و فرض بر این است که این کار را می توان از طریق استفاده از تئوری جغرافیایی در قالب ایده های دورین مسی در خصوص فضامندی رابطه بهتر انجام داد (مسی، ۲۰۰۵)، و همچنین مفاهیم به دست آمده از نظریه اجتماعی می تواند به اطلاع بخشی در خصوص مفهوم مرز-کار نهادی کمک کند – مخصوصا کاری که توماس گیرین (Gieryn، ۱۹۸۳، ۱۹۹۹) و آندره بیرگنتی (Brighenti، ۲۰۱۰) در این خصوص انجام داده اند. در این راستا، دو سوال پژوهشی اساسی را مطرح می کنیم: الف) چگونه مفهوم TSC را در ساختار IM بیان می کنیم؟ و، ب) عملکرد TSC در IM چیست (و چگونه انجام می شود)؟ بنابراین، کار ما می توان پاسخی به نیازهای اخیر IM در خصوص توسعه تئوری هایی قوی تر فراهم آورد (مولر، ۲۰۱۳).

پاسخ دهید