مقاله انگلیسی مدیریت ترجمه شده : فرهنگ سازمانی و سرمایه فکری: یک مدل جدید

دسته بندی:

قیمت: 160,000 ریال

تعداد نمایش: 316 نمایش

ارسال توسط:

خرید این محصول:

پس از پرداخت لینک دانلود برای شما نمایش داده می شود.

سال نشر: ۲۰۰۷

تعداد صفحه انگلیسی:  ۲۲

تعداد صفحه ترجمه فارسی: ۲۷   صفحه word

(دانلود رایگان مقاله انگلیسی)

کد محصول: M241

عنوان فارسی:

مقاله انگلیسی مدیریت ترجمه شده :  فرهنگ سازمانی و سرمایه فکری: یک مدل جدید

عنوان انگلیسی:

Organizational culture and intellectual capital: a new model

چکیده فارسی:

هدف – هدف این تحقیق بررسی ارتباط بین مفاهیم فرهنگ سازمانی و سرمایه فکری است تا پیشنهاد یک الگو را قادر به بررسی سرمایه فکری نماید. این الگو فرهنگ را به عنوان یک جزء لازم از سرمایه فکری معرفی می نماید.

طراحی / روش شناسی/ شیوه- مطالعه با تحلیلی از رابطه بین مفاهیم فرهنگ سازمانی و سرمایه فکری آغاز می شود. سپس الگوهای اصلی مورد استفاده در بررسی سرمایه فکری را تحلیل می نماید، در حالیکه تمرکز آن بر ساختار آنها و جایگاه فرهنگ می باشد. اهمیت این سرمایه برای سازمان ها مورد تاکید قرار دارد.

یافته ها – مقاله، الگویی جدید برای بررسی سرمایه فکری پیشنهاد می نماید. این الگو فرهنگ را به عنوان هسته مرکزی در نظر می گیرد که سرمایه های متجمع در حول آن شکل می گیرند. اهمیت سرمایه فکری در سازمان هایی در دو سطح مشاهده می شود: فرهنگ ملی و فرهنگ سازمان اینها اشکال لازم می باشند و بینشی درونی به الگوی پیشنهادی می دهند.

اصلیت/ ارزش – الگوهای بررسی سرمایه فکری، فاقد منطق درونی هستند که عوامل را با متغیرهای مورد کاربرد به هنگام معرفی سرمایه فکری به عنوان یک بدنه، تطابق می دهند. نوعی  تمایل وجود دارد که هر کدام از عوامل یا سرمایه های مذکور را به طور مستقل و بدون نیاز به مرتبط ساختن آنها، در نظر می گیرد. این مقاله تمرکز خود را بر جستجوی منطق درونی ذکر شده و در نظر گرفتن فرهنگ به عنوان یک عامل کلیدی در آن متوجه می سازد. این کار تمرکز جدیدی بر نقش ایجاد می نماید که به واسطه تجمع سرمایه فکری در هر واحد تجاری ایفا می گردد.

کلمات کلیدی: فرهنگ سازمانی، سرمایه فکری، مدلسازی

۱– مقدمه

این تحقیق، رابطه بین مفاهیم فرهنگ سازمانی و سرمایه فکری را بررسی می نماید تا پیشنهاد یک الگو را قادر به بررسی سرمایه فکری نماید. این الگو، فرهنگ را به عنوان یک جزء لازم از سرمایه فکری معرفی می نماید.

اول، مفهوم فرهنگ تعریف می شود. سپس ما الگوهای اصلی مورد استفاده برای بررسی سرمایه فکری را به طور جداگانه تحلیل می نمائیم و تمرکز مان بر ساختار آنها و جایگاه فرهنگ می باشد. سپس، اهمیت این سرمایه برای سازمان ها مورد تاکید قرار می گیرد. در پایان، الگوی پیشنهادی آشکار می گردد و روابط موجود بین همه اجزاء سرمایه فکری تعریف می گردند، در حالیکه فرهنگ به عنوان هسته مرکزی مورد استفاده قرار می گیرد.

 

۲- مفهوم فرهنگ سازمانی

تعریفات بسیاری را می توان در ادبیات تخصصی مدیریت برای واژه« فرهنگ سازمانی» یافت. اما تاکنون هیچ تعریفی مورد پذیرش اجتماع مولفان نبوده است. بنابراین این بخش سعی دارد مهم ترین تعریفات متناسب با این مفهوم و ساختار کنار هم آورد و هدف آن طراحی یک نشانه مرجع است که به روش دقیقتر، آنچه را که به عنوان فرهنگ در یک شرکت شناخته می شود، شرح می دهد.

ریشه های این واژه در انسان شناسی اجتماعی یافت می شود که به وسیله تیلر(۱۸۷۱) به عنوان « کل پیچیده که شامل دانش، اعتقادات، هنر، اخلاقیات، قانون، رسوم و هرگونه قابلیت و عادات در بشر به عنوان عضوی از جامعه» تعریف می گردد.

در جامعه شناسی، واژه « فرهنگ سازمانی» برای توضیح تفاوت های بین نتایج مدیریتی به شیوه ای کیفی، کاربرد دارد. در دهه ۸۰، این واژه با مباحثه در مورد جوانب ملموس و غیر ملموس مرتبط بود و فرهنگ سازمانی را به عنوان موتور یک سازمان در نظر می گرفت و آن را به عنوان « ارزش های مشترک اعضاء سازمان» تعریف می نمود.( پیترز وواترمن، ۱۹۸۲). از آن زمان به بعد، همه مولفان توافق نموده اند که شناسایی جوانب غیر ملموس، نقطه اتصال در فرهنگ می باشد. در هر موردی چون فرهنگ شرکت( و فرهنگ واحد تجاری)، بکارگیری و گسترش استراتژی های جدید را به حساب می آورد، تحلیل آن لازم است. در واقع، در بسیاری از شرکت ها، فرهنگ سازمانی را می توان در حالی خاتمه داد که ارزشمندتر از دارایی های ملموس خود باشد. این مولفان، همچنین، بر ریشه های انسان شناسانه واژه تمرکز دارند و آن را به عنوان «سمبلها، اسطوره ها و تشریفاتی که بخش اصلی ذهن خودآگاه و نیمه خودآگاه مردم است» تعریف می نمایند.

جدا از بسیاری تعریفات موجود، باز هم در روش شناسی با توجه به رابطه ای که با سازمان مدیریتی برقرار می سازد، خلأ وجود دارد. از این نقطه نظر، برخی مولفان ابزاری برای بررسی آن معرفی نموده اند.

تحقیقی قابل توجه به وسیله دشپانته انجام شد که در آن فرهنگ به عنوان، الگوی ارزش‌های مشترک و اعتقاداتی که افراد را در فهم واقعیات سازمانی یاری می نمایند و در نتیجه هنجارهای رفتار در سازمان را به آنها معرفی می کنند» تعریف شد. آنها در جستجوی شناسایی ساختارهای فرهنگی در بکارگیری فرایندها ( از ارگانیک تا مکانیک) و تمرکز سازمان( داخلی یا خارجی) هستند. این ساختارها عبارتند از:

– دسته نوع فرهنگی ( تمرکز ارگانیک و درونی)

– اتفاقی ( ارگانیک و بیرونی)

– با سلسله مراتب ( مکانیک و درونی )

– بازار ( مکانیک و بیرونی)

منبع مرتبط دیگر، منبع اوریلی می باشد. کارکنان ۵۴ اعلان ارزش را بر طبق اهمیت فرهنگ در شرکت آنها، طبقه بندی می نمایند. وقتی نتایج تحلیل گردیدند، فرهنگ سازمانی با سطح بالایی از اعتماد شرح داده می شوند.

مطالعه هافستد (۱۹۸۰) هم از اهمیت ویژه ای برخوردار است. او چهار بعد فرهنگی را معرفی می نماید:

۱- فاصله نیرو                         ۲- مردانگی

۳- فردیت ( اصالت فرد)         ۴- اجتناب از عدم قطعیت

این ابعاد در سطح ملیت سازمان مورد مطالعه قرار گرفته اند و ابعاد بسیاری را تفاوت های فرهنگی کشورها ایجاد می نمایند، در نظر می گیرند.

پاسخ دهید