مقاله انگلیسی مدیریت ترجمه شده رهبری تحول آفرین و عملکرد شغلی: یک چشم انداز از شخصیت اجتماعی

دسته بندی:

قیمت: 110,000 ریال

تعداد نمایش: 450 نمایش

ارسال توسط:

خرید این محصول:

پس از پرداخت لینک دانلود برای شما نمایش داده می شود.

سال نشر: ۲۰۱۴

تعداد صفحه انگلیسی

تعداد صفحه ترجمه فارسی:  ۲۷ صفحه word

(دانلود رایگان مقاله انگلیسی)

کد محصول:M503

عنوان فارسی:

مقاله انگلیسی مدیریت ترجمه شده رهبری تحول آفرین و عملکرد شغلی: یک چشم انداز از شخصیت اجتماعی

عنوان انگلیسی:

Transformational leadership and job performance: A social identity perspective

چکیده فارسی:

بر مبنای تئوری شخصیت اجتماعی، این مطالعه یک مدل ارائه می کند که فرایند مزبور را از طریق رهبری تحول آفرین که بر رفتار خلاق  و رفتار شهروندی سازمانی اثر می گذارد تشریح می کند. تمایز فردی و هویت گروهی بعنوان مکانیسم های شخصیت اجتماعی بیان شده اند که ویژگی های جهت گیری شخصیت فردی و اجتماعی را که اثرات مختلف از رفتار رهبری تحول آفرین روی خروجی عملکرد را تقویت می کنند، منعکس کنند. مدل با داده های یک نمونه تشکیل شده از ۲۵۰ نفر کارمند خط مقدم و مدیران بلاواسطه شان که در ۵ بانک در جمهوری خلق چین کار می کنند آزمون شده است. نتایج مدل سازی خطی سلسله مراتبی، مدلی را پیشنهاد می کند که به موجب آن رفتار رهبری تحول آفرین متمرکز بر گروه و تمرکز بر فرد، اثرات متمایز را روی تمایز فردی و هویت گروهی نشان می دهد. بعلاوه، تمایز فردی رابطه بین رهبری تحول آفرین متمرکز بر گروه و OCB ها را در افراد و گروه ها واسطه گری می کند. کاربردهای تئوری و عملی در تحقیقات آینده بحث شده اند.

واژه های کلیدی: رهبری تحول آفرین، تمایز فردی، هویت گروهی، رفتار خلاق، OCB، تئوری شخصیت اجتماعی

۱٫مقدمه

رهبری تحول آفرین یکی از متداولترین رویکردهای درک اثربخشی فردی ، گروهی و سازمانی است (باس، ۱۹۸۵). رهبران تحول آفرین انواع معینی از رفتارها را نشان می دهند که شامل برانگیختن پیروان برای رسیدن به  سطح بالاتری از عملکرد می شود، این مدیران را قادر به دنبال کردن علائق پرسنلشان برای رفاه اجتماعی، با تمرکز بر تواناییهایشان برای تسهیل رشد شخصی، و توسعه توانایی ذهنیشان جهت حل مشکلات به روش های جدید می کند. (باس، ۱۹۸۵). این رفتار دلالت بر این دارد که اساس انگیزشی رهبری تحول آفرین یک فرایند از تغییر مسیریست که زیردستان برای خود تصور می کنند (لورد و براون، ۲۰۰۴؛ شامیر، هاوس، و آرتور، ۱۹۹۳ را ببینید).

بر طبق تئوری شخصیت اجتماعی (SIT)، افراد یک محدوده شخصیتی آشکار دارند که شامل شخصیت فردی و اجتماعی است. هر شخصیت یک خودارزشمندی شخصی و عزت نفس دارد که، هر یک، بعنوان مبنایی برای فرایندهای شناختی، احساسی و انگیزشی می باشد (تاجفل، ۱۹۷۸، ۱۹۸۲). از این رو، مهم است که افراد را به افزایش عزت نفس و خودارزشمندی بواسطه جهت دهی آنها بعنوان یک شخص منحصر بفرد با نیازهای ویژه یا بعنوان یک عضو مشتاق از یک گروه اجتماعی که تعهداتش با تعهدات گروهی در یک راستاست، تشویق کنیم (تاجفل و ترنر، ۱۹۸۶). این تئوری می گوید که جهت گیری شخصیتی زیردستان ممکن است یک نقش حیاتی را در فرایند انگیزشی رهبری تحول آفرین بازی کند، که بر این که چگونه زیردستان خودشان را تعریف می کنند (جهت گیری شخصیت فردی) یا بعنوان اعضای یک گروه کاری (جهت گیری شخصیت اجتماعی) اثر می گذارد. متاسفانه، مطالعات تجربی کمی چشم انداز شخصیت اجتماعی را جهت کشف نقش جهت گیری شخصیت زیردستان در فرایند تحول آفرینی در سازمانها می پذیرد (مثلا، هوگ و تری، ۲۰۰۰؛ کارک و شامیر، ۲۰۰۲؛ ریچر، هسلم، و هاپکینز، ۲۰۰۵). مطالعه حاضر یک مدل (شکل ۱) را جهت کشف رفتارهای رهبری تحول آفرین متمرکز بر فرد و تمرکز بر گروه، و فرایندهای ضمنی را از منظر شخصیت اجتماعی توسعه داده و آزمون می کند.

مطالعه حاضر قصد دارد که تحقیق روی فرایندهای رهبری تحول آفرین را بواسطه دست یابی به سه هدف توسعه دهد. اول، این مطالعه به درک کاربردهای منحصر بفرد تک تک اجزای رهبری تحول آفرین در خروجی های مختلف، از قبیل جهت گیری های شخصیتی جمعی و فردی پاسخ می دهد (یامارینو، ۱۹۹۰؛ یامارینو و باس، ۱۹۹۰). در تطابق با حرف وو، سوی، و کینیکی (۲۰۱۰)، این مطالعه اجزای رهبری تحول آفرین (مثلا توجه به فرد و تحریک ذهنی) را بعنوان رهبری متمرکز بر فرد که قصد دارد بر زیردستان به طور مجزا در یک گروه کاری اثر بگذارد، مفهوم سازی می کند. این مطالعه همچنین دو جزء دیگر رهبری را (مثلا شناخت و تبیین یک دیدگاه و ایجاد زمینه قبول اهداف گروهی) بعنوان رهبری متمرکز بر گروه که قصد دارد بر گروه بعنوان یک کل اثر بگذارد، مفهوم سازی میکند. این مفهوم سازی از رفتارهای رهبری تحول آفرین دیدگاه های نظری جدیدی را فراهم می کند زیرا تحقیقات موجود به رهبری تحول آفرین همچون یک ساختار هرمی بر مبنای این فرض که همه اجزای رهبری تحول آفرین تلاشهای مشابهی را در زمینه رفتارها و حالات کار زیردستان انجام می دهند، نگاه می کند (مثل پیکولو و کولکیت، ۲۰۰۶؛ شین و ژو، ۲۰۰۷).

پاسخ دهید