مقاله ترجمه شده مدیریت : فرا تحلیلی از روابط بین توانایی ذهنی عمومی و رضایت شغلی و رضایت از زندگی

دسته بندی: - -

قیمت: 300,000 ریال

تعداد نمایش: 209 نمایش

ارسال توسط:

خرید این محصول:

پس از پرداخت لینک دانلود برای شما نمایش داده می شود.

سال نشر: ۲۰۱۷

تعداد صفحه انگلیسی:  ۱۹

تعداد  صفحه ی ترجمه فارسی: ۳۲ صفحه فایل WORD

دانلود رایگان مقاله انگلیسی

کد محصول: M686

عنوان فارسی:

مقاله انگلیسی مدیریت ۲۰۱۷ :  آیا افراد هوشمندتر شادترند؟ فرا تحلیلی از روابط بین توانایی ذهنی عمومی و رضایت شغلی و رضایت از زندگی

عنوان انگلیسی:

Are smarter people happier? Meta-analyses of the relationships between general mental ability and job and life satisfaction

چکیده فارسی:

علیرغم علاقمندی علمی و عمومی به رابطه بین هوش و شادمانی، در اینجا دانش تجمعی در رابطه با این موضوع برای هدایت نظریه و عمل وجود ندارد. بر این اساس، ما به انجام یک متاآنالیز از روابط توانایی ذهنی عمومی (GMA)  با دو شاخص سازمانی مرتبط با شادمانی (یعنی رضایت شغلی و رضایت از زندگی) میپردازیم. بر اساس مدل گرانشی و تئوری طراحی شغلی، ما مدلی را آزمایش می کنیم که نشان می دهد GMA اثرات غیر مستقیم مثبتی بر رضایت شغلی و زندگی را از طریق اثرات میانجی گری پیچیدگی شغلی و درآمدی دارد. در مجموع، نتایج متاآنالیز نشان داد که بین GMA و هم رضایت شغلی (۰۵/۰ = ρ ) و هم رضایت از زندگی (۱۱/۰ = ρ)همبستگی مثبتی وجود دارد. نتایج تجزیه و تحلیل مسیر متاآنالیز عموما از مدل فرضیه پشتیبانی می کند. علاوه بر این، بین GMA و رضایت شغلی رابطه غیرمنتظره منفی وجود دارد. ما اثرات این یافته ها از لحاظ نظری و عملی مورد بحث و بررسی قرار میدهیم.

برای قرن ها، دانشمندان و افراد غیرمتخصص تلاش کرده اند که به این پرسش اساسی پاسخ دهند: “چه چیزی باعث خوشحالی مردم است؟” به ویژه، حکمت عامیانه با اظهار این ادعا که بین هوش و یا توانایی ذهنی عمومی (GMA) و فاکتور شادمانی روابط منفی وجود دارد، پر شده بود. از یک ضرب المثل معروف از ارنست همینگوی (۱۹۸۶) که می گوید “جهل، سعادت است” ، این گفته استدلال میگردد “تا جایی که میدانم، خوشبختی کمیاب ترین چیزی است که در افراد باهوش وجود دارد (افراد باهوش کمتر خوشبخت هستند) “، از این رو ممکن است نتیجه گیری شود که افراد باهوش تر احتمال اینکه شاد نباشند، بیشتر است. با توجه به علاقه افراد به هوش و شادی، مطالعات مختلفی در زمینه مدیریت به بررسی ارتباط میان GMA با شاخص های سازمانی مرتبط با شادی (یعنی رضایت شغلی و زندگی) پرداخته اند، اما میزان شواهد تجربی موجود ترکیب شده اند. به عنوان مثال، برخی مطالعات، روابط منفی بین هوش و رضایت شغلی و زندگی را نشان داده اند (به عنوان مثال، Barrett، Forbes، O’Connor، & Alexander، ۱۹۸۰؛ Meulmann، ۱۹۹۱)، در حالی که دیگران روابط مثبتی را میان این عوامل پیدا کرده اند (مانند Judge، Illies ، & Dimotakis، ۲۰۱۰a؛ Sigelman، ۱۹۸۱) و یا در برخی مواد هیچگونه ارتباطی میان این آیتم ها یافت نشد (مانند مالتاریچ، نیبرگ و ریلی، ۲۰۱۰). این تعجب آور است، زیرا GMA به طور پیوسته به نتایج مختلف مرتبط با کار مرتبط است، از جمله عملکرد شغلی و شاخص های موفقیت حرفه ای بیرونی (یعنی درآمد و دستاوردهای شغلی) که تحقیقات نشان میدهد که آنها به طور مثبتی با شادی در ارتباطند (Judge، Higgins، Thoresen، و Barrick، ۱۹۹۹، Kahneman & Deaton، ۲۰۱۰؛ Ng، Eby، Sorensen، & Feldman، ۲۰۰۵؛ Schmidt & Hunter، ۲۰۰۴).

در تطابق با علاقه علمی  و عمومی در مورد روابط میان GMA و رضایت شغلی و زندگی، محققان اخیرا خواستار گسترش دامنه معیار مرتبط با GMA شده اند و تنها به بررسی کارایی شغلی مربوط به متغیرهای نگرشی پرداخته اند. به عنوان مثال، Judge و Kammeyer-Mueller (2012) از غفلت از متغیرهای شناختی در مطالعه نگرش ها انتقاد می کنند و خاطر نشان می سازند که تحولات اخیر در مطالعه مولفه های فردی راجع به رضایت شغلی و رضایت از زندگی به طور عمده با توجه به اختلالات عاطفی بوده است (به عنوان مثال، DeNeve & Cooper، ۱۹۹۸؛ Judge، Heller، و Mount، ۲۰۰۲) و این را به عنوان یک روش ارزشمند تحقیقی پیشنهاد کردند. به همین ترتیب، Lievens) و Reeve 2012، ص ۱۵۵) خواستار تحقیق بیشتری شدند که “به دنبال شناخت اهمیت بهتری از اهمیت عملی g از طیف وسیعی از ارتباطات آن با مجموعه ای از متغیرهای اجتماعی، روانی و بهداشتی است”. مفهوم این است که اگر افراد باهوش، شادتر باشند، ممکن است مسیر جدیدی را که GMA بر عملکرد و خط پایین موفقیت سازمان تأثیر می گذارد را شناسایی کند (علاوه بر ارتباط بین هوش، دانش شغلی و عملکرد شغلی نیز بخوبی ایجاد شده است؛ به عنوان مثال، Hunter، ۱۹۸۶؛ Schmidt، Hunter و Outerbridge، ۱۹۸۶). در این راستا، هدف این مطالعه، انجام یک متا آنالیز است که میزان، جهت و واسطه های روابط بین GMA و رضایت شغلی و زندگی را بررسی می کند.

پاسخ دهید