مقاله انگلیسی ترجمه شده اقتصاد دانش بنیان

دسته بندی:

قیمت: 100,000 ریال

تعداد نمایش: 603 نمایش

ارسال توسط:

خرید این محصول:

پس از پرداخت لینک دانلود برای شما نمایش داده می شود.

سال نشر: ۲۰۱۳

تعداد صفحه انگلیسی:۱۰

تعداد صفحه ترجمه فارسی:  ۲۱ صفحه word

دانلود رایگان مقاله انگلیسی 

کد محصول:M391

عنوان فارسی:

مقاله انگلیسی  ترجمه شده اقتصاد دانش بنیان

عنوان انگلیسی:

Knowledge-base economic

چکیده فارسی:

این مقاله به بررسی ارتباط بین روش های مدیریت دانش و عملکرد نوآوری از طریق بررسی های مقدماتی می پردازد، که تمرکزش را بر روی صنعت تولیدی قرار می دهد. مهمترین مفهومی که از این بررسی ها بر می آید این می باشد که مدیران در شرکت های تولیدی می بایست تاکید بیشتری  بر روی مدیریت منابع انسانی (HRM) داشته باشند. این بررسی نشان می دهد که مدیریت دانش سهمی در عملیات نوآوری داشته به ترتیبی که رویکردهای همزمان “عملکرد مدیریت منابع انسانی نرم” و شیوه های فناوری اطلاعات سخت”، پیاده سازی می شود.

۱– مقدمه

در شکل ایده آل، نوآوری دارای ظرفیتی برای بهبود عملکردها، حل مشکلات، افزودن اعتبار، و ایجاد مزایای رقابتی برای شرکت ها می باشد. نوآوری در مفهوم گسترده تر به عنوان اجرای اکتشافات و ابداعات و فرایندی که توسط آن نتایج جدید، که به صورت تولیدات، سیستم ها یا فرایندها که به عرصه وجود پا می گذارند، می باشد. فرایندهای مربوط به نوآوری به شدت بستگی به دانش، به ویژه زمانی که دانش، محدوده ای فراتر از داده اطلاعات و منطق قراردادی را شامل گردد، دارد. در واقع قدرت دانش در ارتباط با ذاتی بودن آن ارزش های اصولی و فرضیاتی می باشد که تحت پشتیبانی فرایند یادگیری می باشد. از آنجایی که تمایزات پیشین بین  اهداف سازمانی، خدمات و ایده ها از بین رفته است، دانش نقش مهم تری را در سازمان ها عهده دار می باشد. بر طبق به گفته استوارت، مدیریت دانش و سرمایه انسانی به عنوان ابزار مهمی برای مدیریت هر نوع کسب و کار بوده، با این وجود تعداد کمی از افراد این حوزه رقابتی را درک می کنند. و با توجه به  پتانسیل مدیریت دانش و سرمایه فکری به عنوان منبع نوآوری ها و نوسازی، استراتژی های کسب و کار می بایست تمرکزش را بیشتر بر روی این موضوعات قرار دهد.

تمرکز بر روی موضوعات مربوط به توان و سرمایه فکری در کسب و کار عمومی و تحقیقات مدیریتی دارای کاربردهایی در زمینه مدیریت دانش می باشد، که در آن مدیریت اطلاعات به عنوان یک سیستم خدماتی نسبتا بی طرف و قانونی در بررسی های سازمانی در دهه ۱۹۷۰ می باشد، امروزه مدیریت دانش، به عنوان یک حوزه مجزا در بررسی شرکت ها تا آن حدی که به عنوان مزایای رقابتی در نظر گرفته می شود، می باشد. اگرچه آن به عنوان یک رشته تحصیلی مد نظر قرار می گیرد، مدیریت دانش به دلیل نام بی مسمای آن و استعمال کلمات ضد و نقیض مورد انتقاد می باشد. نویسنده از کریستوفر میلر به دلیلی در دسترس قرار دادن پایگاه های اطلاعاتیش و امکان استفاده از آن ها برای جنبه های خاصی از اطلاعات موجود در این مقاله سپاسگزاری می کند.

در حالی که مدیریت دانش دارای ویژگی های محسوس و مشخصی در ارتباط با افراد، جریانات و سیستم های فیزیکی دارد، حیطه های وسیعتری نیز برای تفسیر وجود دارد به شکلی که فعالیت های مربوط به مدیریت دانش در ماهیت و موضوع نسبت به تفاسیر متفاوت دیگر در آن وجود دارد. هیچ نقصی در ارتباط با تعریف مدیریت دانش وجود ندارد. به هر حال در ارتباط با این مقاله ما دو تعریف گسترده را مد نظر قرار می دهیم : از نظر بکمن، مدیریت دانش در ارتباط با رسمی ساختن و دسترسی به تجربه، دانش و تخصص می باشد که باعث ایجاد ظرفیت های جدید، توانمند کردن عملکردهای بالاتر، تقویت نوآوری ها، و بالا بردن اعتبار مشتریان می شود. کالمن مدیریت دانش را به عنوان چتری در ارتباط با مجموعه وسیعی از نقش های وابسته به هم و یکپارچه در نظر می گیرد که شامل : ایجاد، ارزیابی و سنجش، مسیردهی و شاخص گذاری، انتقال، ذخیره توزیع و تقسیم دانش می باشد.

ص ۲

۲٫۲ حرکت به سمت مدیریت دانش

تعریف کلمه دانش به طور قابل توجهی متفاوت می باشد، و اغلب چنین تعاریفی در مقالات مورد بررسی و یا در شرایط عملکردی به طور واضح بیان نمی گردد. در ارتباط با اهداف این مقاله، اطلاعات به عنوان داده هایی که به صورت مرتبط و هدفمند می باشد تعریف می گردد در حالی که دانش به عنوان اطلاعاتی که با تجربه، شرایط ، تفسیر و بازتاب آن ترکیب می گردد تعریف می گردد. بر این اساس تمام شرکت ها با دانش سروکار دارند. به هر حال شرکت ها می توانند بین سیستم های رقیب انتخاب هایی را انجام داده و به فراگیری، مدیریت و توزیع دانش بپردازند. این سیستم ها و فرایندها به صورت آشکار و نهفته بوده و تحت تاثیر ایدئولوژی ها و اعتبارات سازمانی و فردی قرار می گیرند. در ارتباط با سیستم های داخلی شرکت ها، آن ها یه پالایش کردن دانش های کسب شده می پردازند. برای نمونه، یک فرهنگ سازمانی ممکن است به حمایت از ساختارهای تفویض شده در مدیریت دانش پرداخته در حالی که نوع دیگر آن سیستم های متمرکزتری را انتخاب می کند. در شرکت های دیگر فناوری اطلاعات باعث تحریک مدیریت دانش شده در حالی که در شرکت دیگر روش های انسانی مد نظر قرار می گیرد. در بخش های مختلف، دانش در فراسوی یک شرکت جابه جا شده و انتخاب هایی نیز در ارتباط با بهترین روش برای مدیریت آن انجام می گیرد. تحقیقات هنسن و همکارانش نشان می دهد که، شرکت ها روش های یکپارچه ای را برای مدیریت دانش مد نظر قرار نمی دهند. آن ها دو استراتژی متفاوت را زمانی که یک روش مدیریت دانش را انتخاب می کنند، طراحی می کنند. استراتژی وضع قوانین، که در مرکز فناوری اطلاعات قرار دارد و استراتژی شخصی سازی،  که در ارتباط با منابع انسانی می باشد. این بررسی ها همچنین نشان می دهد که، در موارد خاص، زمانی که شرکت ها تلاشی را برای تطبیق با عناصر این دو روش انجام می دهند، این فرایند منجر به مشکلات جدی می گردد که به تحلیل بردن یک فرایند تجاری می پردازد. اسویبی به دو روش متفاوت در ارتباط با مدیریت دانش اشاره می کند: که یکی از آنها تمرکزش بر روی افراد بوده و دیگری بر روی فناوری. در واقع روش های مدیریت دانش موقتی به گسترش یادگیری های سنتی یا سیستم های اطلاعات تجاری می پردازد و این روش های مدیریتی دانش به طور برجسته ای در ارتباط با چارچوب و الگوی فناوری اطلاعات و انسانی با توجه به همپوشانی کمب تحریک می گردد. این تقسیمات بین،روش های مدیریت دانش دارای پیامدهایی برای یادگیری های سازمانی و فرایندهای نوآوری دارد. یک مورد از این بررسی ها بر روی مدیریت دانش دارای منشایی در ارتباط با فناوری اطلاعات، سیستم های اطلاعاتی و موضوعات مربوطه دارد. این قانون از یک الگوی فناوری اطلاعات تبعیت می کند. بر خلاف این موضوع، هیئتی از این رقبا از الگوهای انسانی که در آن روابط اجتماعی دانش شرکتی یکسان می باشد حمایت می کنند. در حالی که الگوهای بعدی به تشخیص جوانب تکنیکی مدیریت دانش پرداخته و همچنین به مشخص کردن تاثیر قابل توجه افراد در فرایند مدیریت  تفسیر دانش می پردازند. در حالی که بررس ها در الگوی فناوری اطلاعات، تمرکزش را بر روی جنبه های محسوس مدیریت دانش همانند جمع آوری و دستکاری اطلاعات قرار می دهد. الگوهای انسانی در ارتباط با ماهیت یادگیری و کنترل دانش به عنوان منابع سازمانی می باشد. در مقایسه با الگوهای فناوری اطلاعات سخت تر، الگوهای انسانی نرم تر تمرکز خود را بر روی شعارها، اصطلاحات و نمادهای شرکتی، قرار می دهند. در نتیجه تجزیه و تحلیلی مدیریت دانش در الگوهای انسانی در ارتباط با توضیحات تفسیری آشکارتر می باشد. برای ترکیب بررسی های مدیریت دانش به طور کل، این دو الگو نیازمند دو روش کاملا متفاوتی می باشد. در الگوهای مربوط به فناوری اطلاعات، محققان گستره وسیعی از پردازش اطلاعاتی و یا مدیریت سیستم اطلاعات تجاری را به عنوان تخته پرشی برای مدیریت دانش پذیران می باشند. در نتیجه، بررسی های آن ها بر روی جمع آوری، ذخیره و ستکاری اهداف مورد نظر و یا اطلاعات صریح، روش هایی را به کار می گیرد که یک سازمان را به عنوان سیستم پردازشگر اطلاعاتی در نظر می گیرند. این فرایند توجه را به این سمت می برد که چگونه اطلاعات پردازش، جمع آوری و یا ذخیره می گردند. با توجه به این نقاط نهفته در الگوی فناوری اطلاعات، بیشتر ابزارهای مدیریت دانش در ارتباط با سیستم های اطلاعاتی و نرم افزاری می باشند. در ارتباط با الگوهای انسانی، بررسی های اخیر بر روی نقش افراد و گروه ها در فرایند اشتراک دانش و دستکاری آن به ویژه با توجه به تفسیری بودن این شکل از دانش ها می پردازند.

پاسخ دهید