مقاله انگلیسی ترجمه شده استعداد کارآفرینی و توسعه اقتصادی در چین

دسته بندی:

قیمت: 170,000 ریال

تعداد نمایش: 365 نمایش

ارسال توسط:

خرید این محصول:

پس از پرداخت لینک دانلود برای شما نمایش داده می شود.

سال نشر: ۲۰۱۰

تعداد صفحه انگلیسی:۱۵

تعداد صفحه ترجمه فارسی: ۳۳ صفحه word

دانلود رایگان مقاله انگلیسی 

کد محصول:M346

عنوان فارسی:

مقاله انگلیسی ترجمه شده استعداد کارآفرینی و توسعه اقتصادی در چین

عنوان انگلیسی:

Entrepreneurial talent and economic development in China

چکیده فارسی:

در این مقاله ما به بحث در مورد این موضوع می پردازیم که واقعه اقتصادی در چین در سه دهه گذشته باعث شده است تا استعداد کارآفرینی از دولت، ایالت و بخش های کشاورزی به فعالیت های بازرگانی تخصیص پیدا کند. این تغییر و تحول در تاریخ ۲۰۰۰ ساله چین بی سابقه بوده است. هنگامی که مهارت کارآفرینی به فعالیت های تجاری گرایش پیدا کرد، ثروت بدست امده رو به ترقی گذاشت. ۳ گروه اصلی در تاسیس شرکت شناخته شده اند. ۱) موسسان صنف کشاورزی. ۲) موسسان شرکت اداری. ۳) شرکت مرتبط با بیگانه و مهندسی. که این سه گروه به صورت متوالی ظهور کرده و به طور موفقیت آمیز ۳ دهه رشد را در اقتصاد چین ایجاد کرده است. موفقیت اقتصاد چین از یک جانشینی تدریجی حقوق مبتنی بر مقام و جایگاه با حقوق مربوط به اموال و دارایی اغاز شده است که تخصیص مهارت شرکتی را برای آن ازاد کذاشته است. همچنین به این گفته می پردازیم که هنگامی که حقوق مبتنی بر مقام با حقوق مبتنی بر دارایی با یکدیگر همزیستی داشته باشند، ارزش گرایی و اجازه گرفتن مکمل یکدیگر خواهند بود. بنابراین کسی نباید از همزیستی و رشد سریع صنعت و فساد فراگیر در چین متعجب شود. برای بهبود بهره وری مهارت و تلاش های موسسه ای، این امر حائز اهمیت است و باید در صدد کاهش حوزه حقوقی، منصب و جایگاه و ایجاد سازندگی یک سیستم حقوقی تعریف شده و ایمن برامد.

واژگان کلیدی : استعداد کارآفرینی، توسعه اقتصادی، حقوق بر مبنای جایگاه سیستم حق مالکیت، استرات‍‍‍ژی، چین

۱– مقدمه

هنگامی که چین شروع به مبادلات اقتصادی کرد، این امر غیر قابل تصور بود که (جنبش اقتصادی) در مدت کمتر از ۳۰ سال به وقوع بپیوندد. براستی، هنگامی که دینگ اگزیوپینگ به این امر اشاره می کرد که در سال ۲۰۰۱ کل درامد ملی چین چهار برابر سال ۱۹۸۰ خواهد بود، بسیاری از مردم، روسای دولتی و اقتصاددانان، بر این باور بودند که افکار دینگ بسیار جاه طلبانه است اگرچه غیر ممکن نیست. توسعه صنعت و اقتصاد چین حتی از انچه که دینگ پیش بینی کرده بود بسیار سریع تر اتفاق افتاد. در ۳ دهه گذشته، GDP در کمتر از ۱۰ سال دو برابر شده است، در سال ۲۰۰۷ به ۲۵۰۰ دلار رسید. در سال ۲۰۰۵ چین به عنوان چهارمین اقتصاد بزرگ جهان شناخته شد این در حالی است که در سال ۱۹۷۸ در جایگاه ۱۰ قرار داشت، و به عنوان بزرگترین تجارت بین المللی از جایگاه ۲۷ ام در سال ۱۹۷۸ به رتبه سوم در سال ۲۰۰۴ رسید.

در سال ۲۰۰۶، چین، ژاپن را نیز پشت سر گذاشت و بزرگترین دارنده ارز شناخته شد و در سال ۲۰۰۷ نیز ۵ شرکت از ۱۰ شرکت برتر از نظر ارز نسبت به کشورهای دیگر شناخته شد. در این راستا این نکته قابل تامل است که بحث در مورد نرخ تبادل ارزی چین به موضوعی اقتصادی و سیاسی در سطح بین الملل بدل شده است.

بسیاری از مشاهده گران این سوال در ذهنشان مطرح می شود که چگونه اقتصاد چین به این اندازه موفق عمل می کند و در صد بالایی از منابع کلیدی را تحت نظارت دولت با وجود تعریف نا معلوم از حقوق مایملک در اختیار دارد. از همه مهم تر، توسعه پرشتاب اقتصاد چین نتیجه معرفی تدریجی فروشگاه ها، جایگزینی حقوق بر پایه دارایی به جای حقوق بر مبنای شغل و مقام است. تاریخ نشان داده است که دستگاه و مکانیزم بازار بهترین موتور برای رشد اقتصادی است و توانایی ایجاد جنبش اقتصادی مانند انچه در چین بوجود امد را دارد. در واقغ، هیچ تفاوت بنیادینی میان توسعه اقتصادی در کشور های توسعه یافته غربی مانند انگلستان کبیر در خلال انقلابی صنعتی، ایالات متحده امریکا در اواخر قرن ۱۹ و اوایل قرن ۲۰ و کشور های شرق اسیا مانند ژاپن و کره جنوبی پس از جنگ جهانی دوم نیست هنگامی که نیروی بازار تعریف شد، دیر یا زود شوق تصاحب و ثروت در مردم موج می زد. پس پیشنهاد ما این است که بهترین راه برای درک توسعه اقتصادی چین درک چگونگی عملکرد بازار است.

اقتصاد بازار چیست؟ تعریف پذیرفته شده، در عین حال ساده مبنی بر آن است که اقتصاد بازار علاوه بر کارآفرینی معادل قیمتهای ثابت است. قیمتهایی که به طور آزادانه ثابت شده اند، علائم و همچنین مشوق هایی برای تخصیص منابع ارائه می دهند؛ در حالیکه کارآفرینان ممکن است پیش از قیمتهای شناخته شده عمل کنند وتصمیمات قضایی در مورد تولید و نحوه آن در شرایطی نامعلوم بگیرند.

کارآفرینان، قیمت دهندگان و به همان نسبت سازندگان قیمت هستند. در حقیقت، در یک جهان نامشخص، که همیشه موضوع بحث در اقتصاد بازار بوده، مهمترین تصمیم “کشف قیمت مربوطه” است که شامل پیش بینی قیمت، محصولات یا خدماتی است که مشتریان مایل به پرداخت هزینه تولید در قبال آنها می باشند. پیگیری سود و فشار باقیمانده، کارآفرینان را به سمت سازماندهی موثر شرکتها، نوآوری محصولات جدید، تکنولو‍ژیهای جدید تولیدی، مدلهای شغلی و سازمانهای جدید هدایت می کند. این امر برگرفته از طرحهای کارآفرینی است که منجر به رشد و توسعه اقتصاد می شوند.

این تعریف راهنمایی را ارائه می دهد تا بتوان انتقال چین از اقتصاد برنامه ریزی شده به اقتصاد بازار را بهتر درک نمود. رمز موفقیت اصلاح اقتصاد چین، آزادسازی قیمتها از طریق یک سیستم دوگانه، افزایش کارآفرینان از طریق (۱) توسعه بخشهای غیردولتی و (۲) خصوصی سازی این بخشهاست. در رژیم برنامه ریزی قبلی، قیمتها از سوی دولت تعیین می شد و نقش کمتری در توسعه تخصیص منابع جدید برعهده داشت. تصمیمات تولیدی و سرمایه گذاری از سوی مقامات رسمی براساس “اهداف اجتماعی” گرفته می شد تا از سوی کارآفرینان برای اهداف منفعتی. از آغاز دوره اصلاحی، قیمتها به تدریج آزاد شده اند و به تبع آن به علائم عمده ای برای هدایت تخصیص منابع تبدیل شده اند. همزمان کارآفرینان به تدریج در تصمیمات اقتصادی جایگزین مأموران دولتی شده اند – گرچه دولت حتی امروزه دارای حقوق های کنترلی قابل توجهی است.

اهمیت آزادی قیمتها توسط تاریخ به نمایش گذاشته شده است. از دید جهانی، شکاف ثروت در میان کشورها در حالت کلی با شکاف منابع متفاوت است. در حقیقت بسیاری از کشورهای توسعه یافته که از سیستمهای آزادسازی قیمت استفاده می کنند، در منابع طبیعی خود نسبتاً ضعیف هستند در حالیکه کشورهای در حال توسعه منابع نسبتاً غنی شده ای دارند.

“استعدادهای کارآفرینی” به عنوان یکی از عوامل مهم در توسعه اقتصاد در نظر گرفته شده است. دو عامل اصلی در توزیع چنین استعدادهایی وجود دارد. یکی از این عوامل این است که تا زمانیکه کارآفرینان پدیده اقتصاد بازار هستند، استعدادهای کارآفرینی همیشه وجود دارند. اگرچه، در تاریخچه طولانی قبل از انقلاب انتقال چین، این استعدادها به طور عمده در فعالیتهای نظامی، مبارزات سیاسی، و خدمات دولتی درگیر بودند تا در فعالیتهای تولیدی؛ همان گونه که امروزه در کشورهای غربی شاهد آن هستیم. در مورد عامل دوم می توان گفت که بازاریابی منجر به تخصیص موثر استعداد کارآفرینی می گردد.

اگرچه هر شخصی دارای درجاتی از تصمیم گیری است، تنها تعداد کمی از آنها را می توان کارآفرین نامید. بنابراین استعدادهای کارآفرینی، یک منبع کمیاب در هر جامعه ملی است.

این در حالیست که موقوفات این استعدادها به منظور توسعه اقتصادی حائز اهمیت اند، و از آن مهمتر تخصیص آن در سراسر مصارف مختلف، به خصوص انطباق موثر استعدادهای کارآفرینی و تکنولوژیهای تولیدی از اهمیت بالایی برخوردارند. همان طور که بی آنچی و بامول استدلال کردند: زمانیکه عرضه استعداد کارآفرینی در میان جوامع متفاوت است، توزیع تولیدی فعالیتهای کارآفرینی جوامع به دلیل مشارکت آنها در فعالیتهایی نظیر ابداع در مقابل فعالیتهای بی ثمر یا حتی مخرب بسیار متفاوت تر می باشد.

پاسخ دهید